تبليغاتX
سرای اهل هنر
خبری، تحلیلی- آموزشی (شعر و موسیقی)
بهزیستی نوشته بود:
                                "شیر مادر مهر مادر جانشین ندارد"
شیر مادر نخورده مهر مادر پرداخت شد
      پدر یک گاو خرید
اما هیچکس حقیقت مرا نشناخت
جز معلم عزیز ریاضی ام
که همیشه می گفت:
                                گوساله بتمرگ!

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت   توسط سرای اهل هنر  | 

شور شباهنگان،
شب مهتاب
غوغای غوکان،
برکه نزدیک
ناگاه ماری تشنه، لکّی ابر،
کوپایه سنگی ساکت و تاریک

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت   توسط سرای اهل هنر  | 

"تمثال"

مکش که بیهوده این نقش می کشی نقاش
که خــون بگـریی اگـر پی بری به احوالـم

چه حاجت است پـس از من بماند این تمثال
فلک چـه کــرد به من، تا کـند به تمــثالم

 

"راه نجات"

دانه با خــاک چو پیوست سـری پیدا کـرد
هرکه شد خاک نشین برگ و بری پیدا کرد

تا پریشــان نشـوی راه به مقصــد نبــری
بیضـه چون جامه فرو ریخت پری پیدا کرد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت   توسط سرای اهل هنر  | 

لحظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانه و مستم
باز می لرزد دلم، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم

های! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ
های! نپریشی صفای زلفکم را، دست
و آبرویم را نریزی، دل
لحظه دیدار نزدیک است

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت   توسط سرای اهل هنر  | 

بحث درباره شعر نو گفتگویی است که در فارسی کم کم کهنه شده است. بیش از پنجاه سال است (در سال نگارش مقاله) که نویسندگان ما هر یک به طریقی لزوم تجددی را در شعر فارسی بیان کرده و شاعرانی به شیوه های مختلف در این راه قدم هایی برداشته اند. با این همه امروز اگر بخواهیم نمونه ای از شعر جدید فارسی که راستی نو باشد و نزد عموم یا خواص صورت قبول یافته باشد، نشان بدهیم به زحمت دچار خواهیم شد. این دشواری شاید بیشتر نتیجه آن است که تعریف "شعر نو" هنوز در ذهن ما روشن و صریح نیست. همه کسانی که با شعر و شاعری سر و کار دارند در این نکته متفقند که تقلید و استقبال از قدما و تکرار مضامینی که هر یک در فارسی هزاران بار مکرر شده ارزشی ندارد و باید در شاعری راه های تازه ای جست. اما اختلاف در فهم معنی "تازگی" است. چه چیزی است که باید در شعر فارسی تغییر کند و نو شود؟ وزن؟ قافیه؟ قالب شعری؟ و یا موضوع؟ بیشتر کسانی که طبعی روان ندارند و نمی توانند معانی خود را (اگر از این نوع چیزی داشته باشند) در قالب وزنی زیبا و روان بریزند، طرفدار جدی تغییر اوزانند. اگر به کسی برنخورد باید بگویم که این شاعران انقلابی اغلب از ماهیت وزن خبری ندارند و چون بنای کارشان بر جهل است، یا جمله هایی ناموزون می بافند و آنها را تابع وزن جدید می خوانند و یا از بن، لزوم وزن را در شعر انکار می کنند. بازار این سخنوران سرکش و توسن رونقی ندارد زیرا عوام که بنده عادتند از این توسنی ها می رمند و ادیبان که خود را حافظ شرایع و سنن ادبی می دانند، ایشان را تکفیر می کنند و صاحبدلانی که جوهر شعر را خریدارند در این پراکنده گویی ها جز رکاکت و ابتذال چیزی نمی یابند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت   توسط سرای اهل هنر  | 
شير مادر، بوي ادكلن مي‌داد
دست پدر، بوي عرق
(گفتم بچه‌ام نمي‌فهمم)
نان، بوي نفت مي‌داد
زندگي، بوي گند
(گفتم جوانم نمي‌فهمم)
حالا كه بازنشسته‌ شده‌ام
هر چيز، بوي هر چيز مي‌دهد، بدهد
فقط پارك، بوي گورستان
و شانه تخم مرغ، بوي كتاب ندهد!
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت   توسط سرای اهل هنر  | 

مقدمه
مهدي اخوان ثالث (م. اميد) شاعر پ‍ُرآوازة معاصر (1369ـ1307هـ .ش.) اولين مجموعة شعر خود را با نام «ارغنون» در سال 1330 شمسي منتشر كرد و پس از قريب چهار دهه فعاليت ادبي، با دفتر «تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم» كارنامة ادبي خود را بست و يك سال پس از آن براي هميشه خاموش شد.
آنچه اخوان را به عنوان شاعري نوگرا و در نوگرايي صاحب سبك معرفي كرد آثاري بود كه در فاصلة زماني بين اين دو دفتر و به‌خصوص در دهه‌هاي سي و چهل شمسي پديد آورد. آثاري كه در بين آن‌ها «زمستان» (‌1335)، «آخر شاهنامه» (1338) و «از اين اوستا» ( 1344) از همه مشهورترند و بايد قله‌هاي شعر اخوان را در اين سلسله جبال جست‌وجو كرد.
در سه دفتر ياد‌شده، اخوان به پيروي از نيما در راهي نو و پ‍ُر فراز و نشيب قدم نهاد و با شناختي عميق و همه‌ سويه كه نسبت به اين شيوة تازه پيدا كرده بود در جهت تعالي آن كوشيد و حتي در ساليان بعد با دو اثر بدعت‌ها و بدايع نيما يوشيج (1357) و عطا و لقاي نيما (1361) به تبيين ديدگاه‌هاي نيما و دفاع از شعر نو فارسي پرداخت. طلايه‌داري و تلاش اخوان در گسترش شعر نو فارسي و رسالت سنگيني كه در دفاع از آن بردوش گرفته بود باعث شد تا در زمان حيات شاعر و هم پس از خاموشي او آثار فراواني در معرفي شعر و شخصيت او نوشته شود. بيشترينة اين آثار در سال‌مرگ او ( 1369) در قالب مقاله و در سال‌هاي پس از آن در قالب كتاب نوشته و منتشر شد. (نك 15، صص 460 ـ 444)
اخوان ثالث در طول زندگي خود مجموعاً ده دفتر شعر سرود (15، ص 440) كه هر كدام نمايانگر گوشه‌هايي از زندگي او و برش‌هايي از تاريخ معاصر ايران هستند و از اين ميان شهرت و شناسنامة شاعر بيش‌تر به دفتر «زمستان» گره خورده است. اين دفتر يك «زمستان» مشهور دارد و يك «پاييز» كه تحت‌الشعاع شهرت «زمستان» كمتر مورد توجه قرار‌ گرفته، اگرچه به لحاظ تركيب‌سازي و تصويرآفريني بر «زمستان» برتري دارد و شاعرانه‌تر از آن است.
موضوع اين نوشتار شرح و تفسير شعر پاييزي اخوان است كه «باغ من» نام دارد و در بررسي آن‌، به مناسبت، نگاهي هم به «زمستان» خواهيم داشت. ابتدا متن شعر آورده مي‌شود سپس از زواياي گوناگون به تحليل و تفسير آن مي‌پردازيم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت   توسط سرای اهل هنر  | 

تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سال هاست که در گوش من آرام
                                        آرام
خش خش گام تو تکران کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا
                     - خانه کوچک ما
                                      سیب نداشت

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت   توسط سرای اهل هنر  |