هنرمندان عضو در خانه موسیقی برای خرید بلیت کنسرت های جشنواره موسیقی فجر با ارائه کارت عضویت 50 در صد تخفیف می گیرند.

به گزارش سايت خانه : هنرمندان عضو در خانه موسیقی با ارائه کارت عضویت این نهاد صنفی از بلیت نیم بها برای استفاده از کنسرت های بیست وچهارمین جشنواره موسیقی فجر در دو بخش جنبی و رقابتی در 8 سالن بهره می برند.
بیست و چهارمین جشنواره موسیقی فجر از 19 تا 27 آذرماه برگزار می شود.
دوش در حلقــه ما قصه گیســوی تــو بود
تا دل شب سخن از ســلســـله موی تو بود
دل که از ناوک مژگان تو در خون می گشت
باز مشـــتاق کـمانخـــانه ابروی تـــو بود
هم عفــا الله صـبا که از تــو پیامی می داد
ورنه در کس نرســیدیم که از کـوی تـو بود
عالــم از شور و شر عشق خـبر هیچ نداشت
فتنه انگــیز جهان غـمزه جــادوی تــو بود
من ســرگشته هم از اهــل ســلامت بودم
دام راهــم شـکن طــــره هــندوی تو بود
بگشـــــا بند قبــــا تا بگشــــاید دل من
که گشـــادی که مــرا بود ز پهلوی تو بود
بوفــــای تو که بر تربت حافـــظ بگــــذر
که از جهان می شد و در آرزوی روی تو بود
محمد رضا شجریان از بین 45 نفر هنرجوی کارگاه سوم، تعداد محدودی را برای حضور در چهارمین کارگاه خود انتخاب می کند.

به گزارش روابط عمومی تالار آسمان، در حال حاضر کارگاه سوم شجریان با حضور 45 هنر جو هر هفته در تالار آسمان فرهنگستان هنر برگزار می شود و در هر کارگاه 4 ساعت زمان صرف آموزش هنرجویان می گردد. این روزها علاوه بر تمرین، صدای هنرجویان دوباره شنیده می شود تا از بین آنها افرادی برای حضور در کارگاه چهارم انتخاب شوند. به گفته شجریان، از این کارگاه ها افرادی انتخاب خواهند شد که در آینده نزدیک، اثرات آن را جامعه آوازی درک خواهد کرد.
احتمالاً این کارگاه، آخرین مرحله از آموزش آواز شجریان باشد.
"تمثال"
مکش که بیهوده این نقش می کشی نقاش
که خــون بگـریی اگـر پی بری به احوالـم
چه حاجت است پـس از من بماند این تمثال
فلک چـه کــرد به من، تا کـند به تمــثالم
"راه نجات"
دانه با خــاک چو پیوست سـری پیدا کـرد
هرکه شد خاک نشین برگ و بری پیدا کرد
تا پریشــان نشـوی راه به مقصــد نبــری
بیضـه چون جامه فرو ریخت پری پیدا کرد
لحظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانه و مستم
باز می لرزد دلم، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ
های! نپریشی صفای زلفکم را، دست
و آبرویم را نریزی، دل
لحظه دیدار نزدیک است
کاروان کنسرت های استاد حسین علیزاده و گروه ضربانگ به مادرید پایتخت اسپانیا رسید. "ضربانگ و علیزاده" از 15 روز پیش یک تور اروپایی را از سالن فیلارمونی کلن آلمان آغاز کرده اند. این کنسرت سپس در مونیخ آلمان، سه شهر ایتالیا تکرار شد و سرانجام به مادرید رسید. هلند، ترکیه، اتریش و سوئد دیگر میزبانان این برنامه هستند.

کانون فرهنگی پرسپولیس میزبان این کنسرت بود که در محل سالن کالج ابیوسپو پریو Obispo Perello با حضور صدها نفر به اجرا در آمد.
آوردن اشعار دیگران در بین مطالب خود امری زیبا و خاطره انگیز می تواند باشد، ولی همیشه به یاد داشته باشید که در صورت اقدام به این کار حتماً نام شاعر را ذکر کنید و خصوصاً از دستکاری شعر، پس و پیش کردن بندهای آن و نیز حذف و یا آوردن سلیقه ای قسمتهایی از آن خودداری نمایید.
همین امروز با چند نمونه آن برخورد کردیم که با نقد آن شعر(!) و ارسال آن برای مدیر سایت سعی در یادآوری این موضوع داشتیم. (با حذف قسمتهایی از شعر کل شعر تحت تاثیر قرار گرفته بود)
دوستان گرامی، دلگیر نباشید و بیشتر دقت کنید.
و من الله التوفیق
جهانگیر میر فراهانی
اجرای مجدد یک قطعه در فضای موسیقیای که آهنگسازی، به مفهوم یک فرآیند آفرینشی از پیش تعیین شده جزء سنتهای رسمی و از خصوصیات اصلی آن به حساب نمیآید، اتفاقی جالب و هیجان انگیز است. این هیجان زمانی بیشتر میشود که بدانیم مدت زمانی بسیار طولانی شنوندگان به نوعی با استبداد موسیقایی تنها اجرای موجود کنار آمدهاند.

این وضعیتی بود که شرایط پیش از اجرای یکی از مشهورترین قطعات ارکستری سه دههی گذشته را شکل میداد. «نینوا» اثر «حسین علیزاده» قطعهای که پیش از اجرای جدید بسیار شنیده شده، تنها یک بار در استودیو اجرا و ضبط شده بود و یک بار دیگر نیز به رهبری ایرج صهبایی و اجرای ارکستر استراسبورگ و تکنوازی نی «شهاب فیاض» در فرانسه شنیده شده بود.
نکته ها رفت و شکایت کس نکرد
جانب حـرمت فــرو نگـذاشــتیم
کاش کمی از میراث گذشتگان را که برای ما می تواند راهگشا بلکه راهنما باشد، در زندگی خود اندکی بکار میبستیم. بحث بر سر تقلید از آنها و یا تفکر به شیوه آنها نیست (گرچه درباره فوائد یا مضرات آن نمی دانم) بلکه موضوع، اخلاقیات و فرهنگ است که نیک می دانیم در گذر زمان ثابت و غیر قابل تغییرند. نه اینکه اخلاق و فرهنگ جامد باشند، از اینرو که همیشه اخلاق نیکو و فرهنگ والا ستوده اند و مثلاً امری چون "جانب حرمت" همواره پسندیده است.
قيصر امينپور، سيدمهدي شجاعي و حسن انوري در هفتمين همايش "چهرههاي ماندگار" به عنوان چهرههاي ماندگار ادبيات معرفي شدند.
حسن انوري متولد دهم اسفند در تكاب آذربايجانغربي به سال 1312 است. استاد دانشگاه تربيت معلم بوده و هماكنون بازنشسته؛ اما همچنان مشغول فرهنگنويسي.

نخستينبار كه براي كار فرهنگنويسي در سال 41 وارد مؤسسهي «لغتنامهي دهخدا» ميشود، با علياكبر دهخدا آشنا ميشود و در كنار همكاري با او، در لغتنامه شروع به كار ميكند.
انوري شعر هم ميخواند، بويژه حافظ؛ اما شعر معاصر را كمتر ميخواند؛ مگر اخوان ثالث، كه او را شاعري بسيار توانا ميداند. اما دربارهي داستانهاي معاصر، گفت، آنها را وقتي جوان بوده، زياد ميخوانده؛ ولي به علت اشتغال بهكار فرهنگنويسي، اينروزها فرصت داستانخوانياش كمتر است.
حسن انوري كه نزديك به 30 سال در موسسهي لغتنامهي دهخدا فعاليت داشته است، از سال 81 به عضويت پيوستهي فرهنگستان زبان و ادب فارسي درآمده و در طول چند سال، تأليف فرهنگ هشتجلدي سخن را با همكاري گروهي ديگر انجام داده است؛ از سال 73 تا 81.
كتابهايي كه تاكنون از او منتشرشده، عبارتاند از: «فرهنگ فشردهي سخن»، «فرهنگ كنايات سخن»، «فرهنگ روز سخن» هر كدام در دو مجلد، «فرهنگ دانشآموز»، «فرهنگ كودكان سخن»، «فرهنگ نام سخن»، «فرهنگ ضربالمثلهاي فارسي»، «اصطلاحات ديواني دورهي غزنوي و سلجوقي»، سه كتاب «صداي سخن عشق»، «يك قصه بيش نيست» و«كلك خيالانگيز» دربارهي حافظ ، «گزيدهي غزلهاي سعدي»، «غمنامهي رستم و سهراب»، «رزمنامهي رستم و اسفنديار»، «آتشكدهي آذرگشنسب» و «دستور زبان فارسي» در دو مجلد.
بحث درباره شعر نو گفتگویی است که در فارسی کم کم کهنه شده است. بیش از پنجاه سال است (در سال نگارش مقاله) که نویسندگان ما هر یک به طریقی لزوم تجددی را در شعر فارسی بیان کرده و شاعرانی به شیوه های مختلف در این راه قدم هایی برداشته اند. با این همه امروز اگر بخواهیم نمونه ای از شعر جدید فارسی که راستی نو باشد و نزد عموم یا خواص صورت قبول یافته باشد، نشان بدهیم به زحمت دچار خواهیم شد. این دشواری شاید بیشتر نتیجه آن است که تعریف "شعر نو" هنوز در ذهن ما روشن و صریح نیست. همه کسانی که با شعر و شاعری سر و کار دارند در این نکته متفقند که تقلید و استقبال از قدما و تکرار مضامینی که هر یک در فارسی هزاران بار مکرر شده ارزشی ندارد و باید در شاعری راه های تازه ای جست. اما اختلاف در فهم معنی "تازگی" است. چه چیزی است که باید در شعر فارسی تغییر کند و نو شود؟ وزن؟ قافیه؟ قالب شعری؟ و یا موضوع؟ بیشتر کسانی که طبعی روان ندارند و نمی توانند معانی خود را (اگر از این نوع چیزی داشته باشند) در قالب وزنی زیبا و روان بریزند، طرفدار جدی تغییر اوزانند. اگر به کسی برنخورد باید بگویم که این شاعران انقلابی اغلب از ماهیت وزن خبری ندارند و چون بنای کارشان بر جهل است، یا جمله هایی ناموزون می بافند و آنها را تابع وزن جدید می خوانند و یا از بن، لزوم وزن را در شعر انکار می کنند. بازار این سخنوران سرکش و توسن رونقی ندارد زیرا عوام که بنده عادتند از این توسنی ها می رمند و ادیبان که خود را حافظ شرایع و سنن ادبی می دانند، ایشان را تکفیر می کنند و صاحبدلانی که جوهر شعر را خریدارند در این پراکنده گویی ها جز رکاکت و ابتذال چیزی نمی یابند.
"سه سیم یا سه تار در حدود 150 سال قبل به دست درویشی به نام مشتاق علی شاه که خود نوازنده برجستهای نیز بود دارای سیم چهارمی شد. افزودن این سیم برای بهتر شدن صدا دهی و همراه کردن بیشتر صدای واخووان در هنگام نوازندگی بودهاست، و این عمل را میتوان اقدامی در جهت سیر تکاملی تدریجی این ساز دانست. این کار که بدون گرته برداری از هر گونه ساز غربی انجام شد، به قدری لازم و واجب بود که به رغم تناقض آشکار با نام ساز، مورد تایید اکثر موسیقی دانان آگاه آن روزگار که ردیف و موسیقی دستگاهی را از درون مقامی پایه ریزی کردند قرار گرفت. قطعا اضافه کردن یک سیم به سه تار تغییر زیادی در بلندی صدای آن ایجاد نکرد اما تا مدتها پس از آن اساتیدی نیز بودندکه سهتار را با سه سیم مینواختند و یا حتی امروز نیز مینوازند" ( رامین جزایری – فصلنامه ماهور 10)

مطلبي كه پيش رو داريد نامه سرگشاده غلامرضا میر هاشمی، سازگر و رئیس کانون سازندگان ساز خانه موسیقی است درباره دو ساز جديدي كه توسط محمدرضا شجريان ساخته و معرفي شده است: ساز از جمله پیچیدهترین ابزارهای ساخت بشر میباشد و هنوز بسیاری از رموز صدا دهی و نحوه تولید صدا در رسیدن به کیفیت صدای عالی برای سازندگان ساز دست نیافته باقی مانده است. به همین علت نیز عده زیادی از نوازندگان و حتی سازندگان ساز در مواجهه با تغییرات صوتی ساز دست به اقداماتی میزنند که تنها به صورت تجربی و آزمون و خطا بوده و بی شک راه حل قطعی محسوب نمیگردد. از طرفی نبود دانش کافی باعث میشود تا مسائلی شبه خرافی و باورهایی بی پایه و غیر علمی نیز عنوان شود.

نایب رئیس شورای عالی خانه موسیقی به عنوان چهره ماندگار بخش موسیقی در سال 87 انتخاب شد.
به گزارش سایت خانه موسیقی، مصطفی کمال پورتراب، مدرس و آهنگساز موسیقی و نایب رئیس شورای عالی خانه موسیقی، در هفتمین همایش چهره های ماندگار چهره ماندگار به عنوان چهره ماندگار در حوزه موسیقی مورد تجلیل قرار گرفت.

|
خاطره پروانه(خاوری) خواننده موسیقی اصیل ایرانی بامداد روز چهارشنبه 87/8/15 در سن 78 سالگی در گذشت.
خاطره پروانه در سال 1309 در خانواده ای اصیل و هنردوست به دنیا آمد ، مادرش "پروانه" از خواننده های عصر قاجار و به ویژه دوره ناصری بود و در حالی که کمتر از سی سال سن داشت به دلیل بیماری سل از دنیا رفت در آن زمان خاطره پروانه تنها چهار سال داشت. وی در سال 36 به طور حرفه ای کار خود را با ارکستراستاد صبا آغاز کرد و گفته می شود نام خاطره پروانه را نیز استاد صبا برای ایشان انتخاب کرده بود.
خاطره پروانه در دهه های چهل و پنجاه تصنیف هایی چون "آب حیات "، "صبح شد" و...را با ارکستراستاد صبا وهمچنین تصنیف هایی چون "دلم شکسته " ،"من سروش آسمانم "، "نیمه شب ها با دعا" را با گروه فرامرز پایور اجرا کرده و بهترین آثار خود را اجرای قطعاتی چون "صبحدم ز مشرق" در دستگاه سه گاه از آثار درویش خان و همچنین "نادیده رخت" در آواز اصفهان می دانست. سرای اهل هنر درگذشت این هنرمند پیشکسوت را به خانواده ایشان وجامعه هنری و هنردوستان کشور تسلیت می گوید. | |
سکوتی می خواهم سهمگین
تا در هجمه سنگین آن
در نبردی پایاپای
دوش بر دوش این شلوغی ها
پایکوبان
مرگ را شادی کنم!
مقدمه
مهدي اخوان ثالث (م. اميد) شاعر پُرآوازة معاصر (1369ـ1307هـ .ش.) اولين مجموعة شعر خود را با نام «ارغنون» در سال 1330 شمسي منتشر كرد و پس از قريب چهار دهه فعاليت ادبي، با دفتر «تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم» كارنامة ادبي خود را بست و يك سال پس از آن براي هميشه خاموش شد.
آنچه اخوان را به عنوان شاعري نوگرا و در نوگرايي صاحب سبك معرفي كرد آثاري بود كه در فاصلة زماني بين اين دو دفتر و بهخصوص در دهههاي سي و چهل شمسي پديد آورد. آثاري كه در بين آنها «زمستان» (1335)، «آخر شاهنامه» (1338) و «از اين اوستا» ( 1344) از همه مشهورترند و بايد قلههاي شعر اخوان را در اين سلسله جبال جستوجو كرد.
در سه دفتر يادشده، اخوان به پيروي از نيما در راهي نو و پُر فراز و نشيب قدم نهاد و با شناختي عميق و همه سويه كه نسبت به اين شيوة تازه پيدا كرده بود در جهت تعالي آن كوشيد و حتي در ساليان بعد با دو اثر بدعتها و بدايع نيما يوشيج (1357) و عطا و لقاي نيما (1361) به تبيين ديدگاههاي نيما و دفاع از شعر نو فارسي پرداخت. طلايهداري و تلاش اخوان در گسترش شعر نو فارسي و رسالت سنگيني كه در دفاع از آن بردوش گرفته بود باعث شد تا در زمان حيات شاعر و هم پس از خاموشي او آثار فراواني در معرفي شعر و شخصيت او نوشته شود. بيشترينة اين آثار در سالمرگ او ( 1369) در قالب مقاله و در سالهاي پس از آن در قالب كتاب نوشته و منتشر شد. (نك 15، صص 460 ـ 444)
اخوان ثالث در طول زندگي خود مجموعاً ده دفتر شعر سرود (15، ص 440) كه هر كدام نمايانگر گوشههايي از زندگي او و برشهايي از تاريخ معاصر ايران هستند و از اين ميان شهرت و شناسنامة شاعر بيشتر به دفتر «زمستان» گره خورده است. اين دفتر يك «زمستان» مشهور دارد و يك «پاييز» كه تحتالشعاع شهرت «زمستان» كمتر مورد توجه قرار گرفته، اگرچه به لحاظ تركيبسازي و تصويرآفريني بر «زمستان» برتري دارد و شاعرانهتر از آن است.
موضوع اين نوشتار شرح و تفسير شعر پاييزي اخوان است كه «باغ من» نام دارد و در بررسي آن، به مناسبت، نگاهي هم به «زمستان» خواهيم داشت. ابتدا متن شعر آورده ميشود سپس از زواياي گوناگون به تحليل و تفسير آن ميپردازيم:
کنسرت ارکستر هنگام، در ششمین سال فعالیت حرفه ای این گروه، 8 و 9 آبان ماه 87 در تالار حافظ شیراز برگزار شد. ارکستر ملی هنگام، از جمله معدود ارکستر های غیر دولتی ثابت کشور است که از سال 1381 تا کنون به طور پیوسته در شهر شیراز به فعالیت پرداخته است. این ارکستر در سال 1381 در دانشگاه علوم پزشکی شیراز تشکیل و پس از یک سال از دانشگاه جدا شد و به طور مستقل به فعالیت خود ادامه داد.
ارکستر هنگام در طول چند سال گذشته با حمایت آموزشگاه موسیقی زند (بیات) به مدیریت خانم فتانه شاهین فعالیت کرده است.

ارکستر هنگام تا کنون کنسرت های اختصاصی و اجراهای جنبی زیادی را در کارنامه خود دارد. از جمله اجرا در مراسم اختتامیه جشنواره مهرگان، بزرگداشت روز پزشک در باغ عفیف آباد شیراز، بزرگداشت روز سعدی در آرامگاه سعدی و تالار حافظ، مراسم سالروز آزاد سازی خرمشهر در تالار حافظ، شب های موسیقی استان ها در تالار وحدت تهران، کنسرت های سالانه و اجرا های متعدد دیگر. (به نقل از گفتگوی هارمونیک)
ولی من نیک می دانم که باید در سحرگاهان
فلک را قلب بشکافیم
که شاید در افق روزی
شب تاریک مردابی
و تلخی شبانگاهی
"شفق در ساغر اندازد"
چندی است که بازار برپا کردن جشن در تمام عرصه های گوناگون هنر گرم است که البته تمام آنها را نمی توان به معنای واقعی "جشن" دانست. برای نمونه جشن خانه موسیقی که به تازگی پایان گرفت چه شادی و نشاطی را که از ویژگی های هر جشنی است در جامعه تزریق کرد و یا اصولا چه تعداد از مردم از چنین "جشن" باشکوهی (!) اطلاع داشتند؟
در بزرگداشت نهمین سالگرد تاسیس خانه موسیقی گروه کامکارها همان قطعات اجرا شده خود را تکرار کردند و شجریان دوباره گروه خود را که همان چند روز قبلش در تالار بزرگ کشور کار خود را اجرا کرده بودند به روی سن برد. اجرای ارکستر ملی را هم که نمی توان اتفاق بدیع و تازه ای دانست!

جشن خانه موسیقی در واقع تکرار چند کنسرت اجرا شده در تالارهای کشور بود که با اهدای چند جایزه به پایان رسید.
تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سال هاست که در گوش من آرام
آرام
خش خش گام تو تکران کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا
- خانه کوچک ما
سیب نداشت
بالاترین نشان طلائی اتریش، هم زمان با روز ملی این کشور از طرف سفیر اتریش به لوریس چکناواریان اهدا شد.
به گزارش سایت خانه موسیقی، هم زمان با برگزاری جشن روز ملی اتریش در باغ سفارت اتریش در تهران، لوریس چکناواریان آهنگساز و رهبر ارکستر نشان درجه یک هنری این کشور را از آن خود کرد.
چکناواریان همچنین قطعه «والس» اثر معروف يوهان اشتراوس باخ را که به گفته خودش دومين سرود ملي اتريش محسوب ميشود با همراهي ارکستر اجرا کرد.
آن ساحل دور دست
بس ناپدید و گم
و غباری بی کران بر چهره افق
از اینروست گر آسمان را
چراغی است نم گرفته و سوسو
...
باد،
تازیانه عریان خویش می نوازد
بی پروا
و خورشید بی رمق چون من
نگران غرش ابرهای رمنده است!
...
″صراحی″ ساز جدیدی که از سوی محمدرضا شجریان به تازگی معرفی گردیده است.
صراحی سازی است از خانواده کمانچه و قژک که بنا به گفته خود شجریان ″امکانات سازهای خانواده ویولن را از نظر نوازندگی و وسعت صدا داراست.″
از ویژگی های این ساز در مقایسه با سازهای هم خانواده خود قابلیت تعویض صفحه آن است که می تواند باعث تغییر لحن ساز گردد. این صفحه می تواند از جنس پوست و یا پوست همراه چوب باشد که بر روی آن تعبیه شده است....

نوازنده صراحی در حال نواختن آن