تبليغاتX
سرای اهل هنر
خبری، تحلیلی- آموزشی (شعر و موسیقی)
دوستان سلام!
مدت زیادی بود که نمی نوشتیم، دلایل بسیاری دارد که یکی از آنها از دست دادن چند تن از دوستان همراهمان است. به هر تقدیر آمدیم تا دوباره با هم باشیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت   توسط سرای اهل هنر  | 
بهزیستی نوشته بود:
                                "شیر مادر مهر مادر جانشین ندارد"
شیر مادر نخورده مهر مادر پرداخت شد
      پدر یک گاو خرید
اما هیچکس حقیقت مرا نشناخت
جز معلم عزیز ریاضی ام
که همیشه می گفت:
                                گوساله بتمرگ!

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت   توسط سرای اهل هنر  | 
تو همان جادوی صبحی که نسیم
باز با ناز مرا آورده است...
تا مگر باد به گوش تو رساند پیغام
چه سخنها که به هر سو گفتیم!

                           ***

اگرم باز پیامی به نسیمی بفرستی
- یا که نازی -
شفق دیده خونبار فلک را
همه در پای تو افسانه کنیم

                           ***

وصل گلبرگ به بلبل چه تماشا دارد
من مجنون چه کنم با گل وصل لیلی
با غم عشق تو حاشا که دمی شکوه کنم
چون که از دولت هجر تو گهرها سفتیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت   توسط سرای اهل هنر  | 
برای یار فرهیخته ای که  به گمانم از "چرم و سگ" ناراضی است هر چند که خاستگاهی بس جانسوز دارد و دردناک. باشد که روح لطیفش آزرده خاطر نماند. به رسم صمیمیت:

مست و مستور و ملیح
            پای در محفل ما بنهادی

خسته و خرد و خراب
            از دگر سو رفتیم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت   توسط سرای اهل هنر  | 
دیر زمانی است که من مشغولم
غرق این اندیشه

که چرا خنگ تر شده ایم
یا که شاید سگها
از ما با هوشتر!

"استاد!
چه قدر چرم در پستو مانده است؟"
...
باز هم سگ
چرمها را برده است!

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت   توسط سرای اهل هنر  | 
دوست عزیزی از بین ما رفت.
یادش گرامی.

بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران
که از سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

با ساربان بگویید احوال آب چشمم
تا بر شتر مبندد محمل به روز باران

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت   توسط سرای اهل هنر  | 

شور شباهنگان،
شب مهتاب
غوغای غوکان،
برکه نزدیک
ناگاه ماری تشنه، لکّی ابر،
کوپایه سنگی ساکت و تاریک

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت   توسط سرای اهل هنر  | 

نگارینا،

تو با من در تمام لحظه های بی توام بودی

ترا یک دم خیالی محو از خاطر گذشت؟

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت   توسط سرای اهل هنر  | 

بعد از هشت سال محمد موسوي نوازنده ني، كنسرتي به ياد و نام حضرت مولانا در تالار كشور تهران برگزار مي كند.

به گزارش سايت خانه موسيقي، محمد موسوي صبح امروز در خانه موسيقي و در جمع خبرنگاران به توضيح جزئيات اين برنامه و فعاليت هاي خود در حوزه موسيقي پرداخت وگفت : اين كنسرت از 17 تا 19 آذر ماه در سالن كوچك (الغدير)همايش هاي كشور برگزار مي شود.

موسوي در ابتداي اين نشست به حضور نوازنده ديوان، فردين لاهورپور در بخش اول برنامه اشاره كرد و گفت: چون كنسرت در آذر ماه برگزار مي شود، بخش اول برنامه با عنوان "سماع" به همراهي ساز ديوان و به ياد حضرت مولانا اجرا مي شود وبخش دوم نوازندگي ساز ني به همراهي كوشان يغمايي نوازنده‌ي تنبك و احمد آزادبيگي نوازنده‌ي دف در دو دستگاه شور و همايون خواهد بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت   توسط سرای اهل هنر  | 

آفتاب برآمده،
گویی در ابتدای راه ...
نفسم هنوز « ابری شود تاریک »
« چو دیوار ایستد در پیش چشمانم »،

آن قله پر برف دور، در نگاهم
چون « قلب فسرده زمین » است‌‌،

ناگاه، صدایی از دور
بانگ بر می دارد:

« گر برگ عیش می طلبی ترک خواب کن ».
+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت   توسط سرای اهل هنر  |