***
اگرم باز پیامی به نسیمی بفرستی
- یا که نازی -
شفق دیده خونبار فلک را
همه در پای تو افسانه کنیم
***
وصل گلبرگ به بلبل چه تماشا دارد
من مجنون چه کنم با گل وصل لیلی
با غم عشق تو حاشا که دمی شکوه کنم
چون که از دولت هجر تو گهرها سفتیم.
مست و مستور و ملیح
پای در محفل ما بنهادی
خسته و خرد و خراب
از دگر سو رفتیم!
که چرا خنگ تر شده ایم
یا که شاید سگها
از ما با هوشتر!
"استاد!
چه قدر چرم در پستو مانده است؟"
...
باز هم سگ
چرمها را برده است!
بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران
که از سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
با ساربان بگویید احوال آب چشمم
تا بر شتر مبندد محمل به روز باران
شور شباهنگان،
شب مهتاب
غوغای غوکان،
برکه نزدیک
ناگاه ماری تشنه، لکّی ابر،
کوپایه سنگی ساکت و تاریک
نگارینا،
تو با من در تمام لحظه های بی توام بودی
ترا یک دم خیالی محو از خاطر گذشت؟
بعد از هشت سال محمد موسوي نوازنده ني، كنسرتي به ياد و نام حضرت مولانا در تالار كشور تهران برگزار مي كند.
به گزارش سايت خانه موسيقي، محمد موسوي صبح امروز در خانه موسيقي و در جمع خبرنگاران به توضيح جزئيات اين برنامه و فعاليت هاي خود در حوزه موسيقي پرداخت وگفت : اين كنسرت از 17 تا 19 آذر ماه در سالن كوچك (الغدير)همايش هاي كشور برگزار مي شود.

موسوي در ابتداي اين نشست به حضور نوازنده ديوان، فردين لاهورپور در بخش اول برنامه اشاره كرد و گفت: چون كنسرت در آذر ماه برگزار مي شود، بخش اول برنامه با عنوان "سماع" به همراهي ساز ديوان و به ياد حضرت مولانا اجرا مي شود وبخش دوم نوازندگي ساز ني به همراهي كوشان يغمايي نوازندهي تنبك و احمد آزادبيگي نوازندهي دف در دو دستگاه شور و همايون خواهد بود.
آفتاب برآمده،
گویی در ابتدای راه ...
نفسم هنوز « ابری شود تاریک »
« چو دیوار ایستد در پیش چشمانم »،
آن قله پر برف دور، در نگاهم
چون « قلب فسرده زمین » است،
ناگاه، صدایی از دور
بانگ بر می دارد: